فیل بیچاره

به لطف خدا حال من و فینگیل خوب است .پسرک 40 سانتی متری ام زیاد اذیتم نمی کند. دچار برخی عوارض بارداری شده ام اما به اندازه ای نیست که روال عادی زندگیمان را مختل کرده باشد. مثلا کمر دردهای شدید ، بی حسی های موضعی دستها ، خواب آلودگی یا ورم پا.گریه که همگی از عوارض بسیار معمول هستنند. گاهی به همسر میگویم باز هم جای شکر دارد که مثل بعضی ها مجبور نیستم خیلی از روزهای بارداری ام را در بیمارستانها بگذرانم و هر لحظه خدا خدا کنم که بچه مان به دنیا بیاید.زندگیمان همچنان آرام است. همسر مشغول انجام کارهای مربوط به شغل جدیدش است. جدیدا سه شغله شده و به قول خوش سعی می کند تمام وقت در خدمت زن و زندگی باشد. این روزها ناخواسته بیشتر میخوابم حتی در شرکت!! ساکتفینگیل هم دائم در حال معلق خوردن و موج مکزیکی رفتن است. گاهی یک یا دو روز تمام زیاد تکان نمیخورد و گاهی از فرط تکان خوردن هایش عصبی ام می کند. احساس میکنم بیش از پیش جان گرفته چون حرکاتش از حالت ماهی گونه به ضربه زدن مبدل شده است. حالا برای اینکه متوجه شوم تکان میخورد دیگر نیازی به تمرکز گرفتن و دقت کردن نیست و کاملا از روی پوست بدنم قابل مشاهده است. یکی از بزرگترین تفریحاتم نیز همین موضوع است. اینکه دراز بکشم و حرکات فینگیل خوشگلم را از روی پوست تماشا کنم. همسر هم تا بحال چندین بار حرکات فینگیل را با دست لمس کرده است و کلی هم لذت برده. چشمکدعا می کنم خدا نصیب همه بکند. احساس بسیار زیبا و غیر قابل وصفی است. بقول مادرم تفاوتی ندارد که چه سنی داشته باشی یا چه تحصیلاتی داشته باشی یا در کدام موقعیت اجتماعی باشی. همین که حس کنی یا ببینی یک موجود ظریف و ضعیفی از تو جان می گیرد و حیاتش به حیات تو بستگی دارد، همین که باور کنی همه چیزش از تو شکل گرفته ناخواسته عاشقش میشوی. عاشق که نه دیوانه اش می شوی!! مژهبعضی وقتها که با فینگیل حرف میزنم برایش تکرار می کنم که من و بابا برای دیدن تو ثانیه شماری می کنیم. نمی دانم تو هم الان منتظر دیدن ما هستی یا نه اما این را خوب میدانم که بعدها وقتی بزرگ شدی و توانستی حرف بزنی این روزها فراموشت میشود. خنثیاین عادت همه بچه های دنیاست. روزهایی که پدر و مادر برایش عاشقی کرده اند را فراموش میکند.شاید بچه ها فراموش کار ترین آدمهای دنیا باشند!!سوال

کسی را میشناسم که سالها بود بچه دار نمیشدند. ( بالای 15 سال ) بعد ها که دختر بچه ای را به فرزندی پذیرفتنند. مادرخوانده کودک دائم از شیرینی های دختر کوچکش برایمان می گفت. اینکه زیباترین حس دنیا پدر و مادر شدن است و... حالا که خودم زشتی ها و زیبایی های بارداری را لمس کرده ام. گاهی فکر می کنم بیچاره حتی یک درصد هم از احساسات یک مادر را نچشیده اما چه با آب و تاب تعریف می کرد. اگر چه که بیش از  70درصد دوران بارداری اتفاقات زیبایی ندارد اما همین که لمس می کنی یک موجود نحیف و معصوم هر ازگاهی ابراز حضور می کند واقعا زیباست. همان تکان خوردن های چند ثانیه ای یا برآمدی شکم آدم می ارزد به تمام سختی ها و دردها و عوارض هایش. بغلبعضی روزها که کارم سبک تر است زمان نسبتا طولانی دراز می کشم و منتظر یک حرکت از سوی فینگیل میمانم بالاخص روزهایی که خود فینگیل برایم زیاد پالس نمی فرستد.همسر گاهی می خندد و می گوید تنها سرگرمیت حرکت فینگیل شده ؟؟ براستی همین طور است .  این موجود حدودا 40 سانتی متری همه فکر و ذکر زندگی ام شده.از آنجایی که به شدت آدم استرسی هستم تابحال یکی دوبار بخاطر عدم حرکت آقای فینگیل بصورت اورژانسی به بیمارستان مراجعه کرده ام. که خدا را شکر مشکل خاصی نبوده.لبخند

به استناد عکس سونو سه بعدی حدس میزنم فینگیل به شدت شبیه به همسر است. حالا برای خودش مردی شده ! و من فکر میکنم بیشتر شبیه به همسر شده باشد. خیلی ها اعتقاد دارند فرزند اول همیشه شبیه به پدرش میشود.

تقریبا غریب به اتفاق وسایل آقای فینگیل را خریده ایم . قرار است طی یکی دو روز آینده از شرکت دکوراسیونی که همسر سفارش داده بیایند و اتاق آقای فینگیل را بچینند. امیدوارم همانطور که اتاقش را در ذهنم بسیار زیبا و رویایی تصور می کنم همانطور از کار در بیاید. خیال باطلاین روزها وقتی از فرط خستگی و درد به سطوح می آیم به خودم یادآوری می کنم که :هروقت خیلی خسته شدی به "فیل بیچاره" فکر کن که دوره بارداریش 23 ماه است!!!نیشخند

/ 28 نظر / 62 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رهگذر

سلام چرا دیگه نمینویسی؟ من همه ی وبلاگتو توی تابستون خوندم اما از اون وقت به بعد هر دفعه اومدم دیدم چیز جدیدی نیس نگرانت شدم

دزی

دختر جان کجایی تو آخه؟ می دونی چند وقته ننوشتی؟ خودت و فینگیل خوبید؟ کاش بیای و یه خبری از خودت بدی خانومی

نگار

سلام چرا دیگه سر نمی زنی به وبلاگت و نمی نویسی ؟؟؟؟

پری

کاملا اینجا رو ترک کردیا!

بهار

منتظرم سایه جون

ریحانه

سلام سایه جون خوبی؟ پسر کوچولوت در چه حالیه؟ چرا دیگه نمیای از خودت یه خبری به ما بدی همگی منتظر شنیدن حرفات هستیم مواظب خودت و پسر نازت باش [ماچ][قلب]

ریحانه

سلام سایه جون خوبی؟ پسر کوچولوت در چه حالیه؟ چرا دیگه نمیای از خودت یه خبری به ما بدی همگی منتظر شنیدن حرفات هستیم مواظب خودت و پسر نازت باش [ماچ][قلب]

اشنا

سلام خواهش میکنم یه خبر از خودت بگذار بگو که زنده ای واقعا نگرانتم

بهار

سایه جون سال نو مبارک یه خبری از خودت بده