تولد آقای فینگیل

بدون اغراق زیباترین ، بزرگترین ، هیجانی ترین و حتی مهمترین اتفاق در زندگی هر شخص زمان تولد فرزندش خواهد بود. برای آدم های عادی مهمترین اتفاقات زندگی ،  در چند رویداد محدود خلاصه میشوند : روز تولد خودش، روزی که در دانشگاه قبول شود ، روزی که ازدواج کند و روزی که میمیرد . اما از همه زیباتر روزی است که فرزند بدنیا میاد. بالاخص وقتی که مادر باشی این حس والاتر خواهد بود. سایر اتفاق ها ممکن است تکرار شود. مثل قبولی در دانشگاه برای مدارج بالاتر یا کشف یک چیز جدید، ازدواج یا... ، بعضی دست خودمان نیست مثل زمان تولد یا زمان مرگمان . شاید بخاطر همین ابهامش هست که اونقدرازش لذت نبریم یا وحشت نداریم . در خصوص بعضی وقایع مهم زندگی هم ممکن است ناخواسته اونقدر درگیر حاشیه ها بشیم که کلی از اصل موضوع فاصله بگیریم و لذت واقعی رو از اون اتفاق نبریم مثل شبی که عروس یا داماد شدیم. زمانی که شغل مناسب پیدا میکنیم و استخدام شدیم. زمانی که خونه میخریم یا ماشین یا ویلا ...

اما از همه زیباتر و دوست داشتنی تر زمانی هست که فرزندت رو می بینی....لبخند

در آغوش می گیری....

می بوسی....

می بویی....

لمس می کنی....

و عاشقش می شی....

یک عشق زمینی...

بدون چشمداشت....

و کاملا واقعی...

چند وقت پیش در واتساپ پیامی بسیار زیبا برام اومد:

پدر ومادرها تنها انسان هایی هستنند که می بایست دوست داشتن هایشان را باور کنیم..

حتی اگر نگویند....

پسرک در اوایل تابستان بدنیا اومد. من و همسر رو عاشق خودش کرد و حالا هر روز پیش چشم های ما قد میکشه.بغل بزرگتر میشه دستها و پاهاش رشد می کنند. هوشیارتر میشه و نگاه کنجکاوانه تری نسبت به محیط اطرافش داره.

آقای فینگیل واقعا زیباست.... پوست سفید . دست های تپلی . با چشم های کاملا گرد و سیاه رنگ...

وقتی بدنیا اومد عنبیه چشمش کاملا سیاه بود...

سیاه سیاه....

اونقدر که از سیاهی برق میزد....

همه میگفتنند کاش رنگ چشماش سیاه بمونه

اما افسوس .تغییر کرد و الان همرنگ چشم های خودم شده. اما هنوز چشمان گرد و صورت کاملا گردی داره.

عاشق جیغ زدن است . اینکه دستان کوچولوش رو مشت کنه، فشار بده و از ته دل جیغ بکشه. جدیدا هم سر به سر همسر میگذاره. تحمل من برای همسر و تحمل همسر برای من خیلی راحت تر شده. چرا که هر دو هدف بالاتری مثل فینگیل داریم.قلب دلم میخواد در منتها علیه موفقیت و کمال قرار بگیره. چرا که نه تحصیلات ، نه ثروت و مکنت و نه هیچ چیز دیگری اون رو به کمال نخواهد رسوند

در مورد موفقیت های فینگیل با همسر زیاد حرف میزنیم. به همسر میگم نه دلم می خواد ورزش کار بشه ،چرا که من به این کار افتخار نمی کنم (با عرض معذرت ) و نه استاد دانشگاه ، نه کارمند ، نه کارگر ، نه پزشک....

همسر میخنده و میگه : دوست داری دزد و قاچاقچی و اینا بشه؟؟؟تعجب

اما من دوست دارم خیلی برتر از اینها بشه

یه آدم کاملا متفاوت...

مثلا یک دانشمند

من به کمتر از یک دانشمند شدنش راضی نیستم....چشمک

 و همسر....متفکر

فینگیل حالا هشت ماهه شده و من و همسر درگیر او شده ایم.

کم کاری ها و عدم حضورم هم بخاطر وجود آقای فینگیل است. از همه دوستان نازنینم بسیار ممنونم بخاطر نگرانی هاتون.ماچ

 

/ 11 نظر / 81 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فریا

سلام عزیزم خیلی خوشحالم که گل پسرت در کنارت هست ایشالله دانشگاه رفتنش .خیلی سر زدم ولی پست پایینی رو هم نشون نمیداد الان خیلی ذوق کردم دیدم نوشتی

اشنا

سلام راستش نگرانتون شده بودم خوشحال شدم که امدید راستی خواهرتون چه کار کرد

بیتا

سلام سال نو مبارک.تولدت بچه ت هم مبارک.انشالله که سالی توام با آرامش در کنار همسر و فرزند داشته باشی

جودی

سلام سایه جون سال نو مبارک قدم گل پسرت هم مبارک...ایشالا زیر سایه پدر ومادر...چه عجب افتخار دادی بالاخره بعد مدتها سری به وبلاگت بزنی! خیلی اتفاقی اومدم و دیدم که پست گذاشتی و بسی متعجب شدم و البته خوشحال.ایشالا که همیشه زندگیت اروم و بر وفق مرادت باشه....

بهار

سایه جون . تولد اقا پسرت رو تبریک میگم .سال نو هم مبارک.ایشالا سال خوبی داشته باشید

شیرین

سلام سایه ی عزیز خوبی خانوم؟ هم سال نو مبارک هم قدم نو رسیده . خوشحالم امواج زندگیتون آرومه

پرنیان

سلام خدا گل پسرت رو بهت ببخشه. من همه نوشته هات رو خوندم, خیلی شباهتا به هم داریم... منم یه دختر خیلی خیلی ملوس و دوست داشتنی دارم, 15اردیبهشت میشه یه سالش. امیدوارم بازم بنویسی.

بهار

سلام سایه جون.خوبی.پست بعدی باز نمیشه برام .این اخریشه .هر روز سر میزنم فایده نداره

zahra

سلام دوستم قالب وبلاگت فکر کنم بهم ریخته چون هم مطالبت بهم ریخته شده و هم اینکه اخرین پستت مشخص نیست فقط اخریش شده همینی ک من الان دارم کامنت میزارم!!!

دیبا

تبریک میگم تولد گل پسرت رو ایشالا که همیشه خوش باشی .باید بزاری تلاش خودشو بکنه وهرچی خودش خواست وتونست بشه .مگه تو برای پدر ومادرت دانشمند شدی که از اونم انتظار داری دانشمند بشه !!