انعکاس

بعد از آن اتفاقات نه چندان زیبا و تکرار مکررات از سوی همسر ؛ طبق سفارش دوستان عکس العملی نشان ندادم. حتی دیگر پیش مشاورم هم نرفتم. اما بیشتر از پیش مراقبش بودم. متفکرواقعیت این بود که کم کاری از طرف خودم بود. بخاطر بدنیا آمدن آقای فینگیل کمتر به همسر توجه می کردم. کل روز را یا درمحل کارم میگذراندم یا اگر در خانه بودیم من مشغول انجام امور مربوط به فینگیل بودم و همسر مشغول تماشای تلوزیون یا کار با لپ تابش . یکی از بزرگترین ویژگی های اخلاقی همسر این است که اگر من سراغش نروم ؛ سر به سرش نگذارم ؛ شوخی نکنم؛ نخندم ؛ شاد نباشم و شادی را به او منتقل نکنم او هم حالت انزوا به خود می گیرد.ناراحتسراغم نمی آید و ناخواسته در لاک تنهایی اش فرو می رود. خودش را با چیزهای دیگر مشغول می کند و فقط در خانه حضور فیزیکی دارد.هر اخلاق و ویژگی که از خودم نشان دهم او هم مثل بچه ها تقلید می کند و همان را به خودم بر می گرداند. درست مثل یک هفته ای که هر خانم در طول ماه اعصاب درست و حسابی ندارد و با هر اتفاقی پرخاش می کندعصبانی.... شاید جالب باشد که بگویم همسر من ؛ برخلاف سایر مردهای دنیا در آن مواقع با اخلاقم کنار نمی آید ؛ آرامش به من منتقل نمی کند و تلاشی برای آرام کردنم نمی کند.گریه اتفاقا بلندتر فریاد می زند . عصبانیمثلا همین ماه پیش در همان دوران سر موضوعی که درست یادم نمی آید چه بود با حالت عصبانیت خطاب به همسر گفتم که نه .... همسر ناگهان از کوره در رفت و فریاد زد : اگر تو در این روزها عصبی هستی من از تو عصبی تر هستم ها ؟؟ بعد هم مثل شخصیت های کارتونی کل صورتش از فرط عصبانیت قرمز شد و آماده شروع یک جنگ .... با خنده جوابش را دادم که : نکند تو هم پریود میشوی؟؟ نیشخندخودش از حرفش خندید . قهقههشاید کاملا ناخواسته داشت انعکاس رفتارمرا به خودم بر می گرداند. هنوز خودش نمی داند ناخواسته بازتاب رفتار ها و عکس العمل های خودم شده است!!! (این موضوع را جدیدا کشف کرده ام.یول) آن روزها خودم متوجه نبودم به دلایل مختلف سرم خیلی شلوغ بود؛ اینکه بعد از 9 ماه مرخصی زایمانم مجبور به بازگشت به کارم شده بودم؛ کارهای شرکت تلمبار شده بود و فینگیل وابستگی عاطفی زیادی به من داشته و هنوز هم دارد ؛ کارهای مربوط به خانه و امور مربوط به خودم و هزار معضل دیگر کاملا درگیرم کرده بود. دائم مشغول فینگیل شده بودم یا مشغول کارهای دیگر. همسر برخلاف برخی مردها به فینگیل حسادت نمی کند و در این مواقع فقط از من دور می شود.روابط عاطفی مان کم می شود و روابط جسمی مان . یادم می آید همان روزها که سخت مشغول کارهای خودم بودم شاید حدود یک ماه حتی اصلا کنار همسر هم نمی خوابیدم . یک شب همسر بدون مقدمه آمد کنار من و فینگیل خوابید . تعجبتعجب کردم و بعد یادم آمد که ای وای ....همسر موجود فراموش شده خانه مان شده است...استرس سعی کردم از کارهای غیر ضروری ام بکاهم و بیشتر به همسر توجه کنم.بعد از گذشت مدتی انگار از برکت وجود آقای فینگیل یا توجه های بیشتر خودم ؛ متوجه شدم که همسر بسیار سر به راه شده... . شاید دیگر نه همسر وقت بازیگوشی برای من را دارد ونه من زمان کافی برای محک زدن او را... چند ماهی است که دیگر هر دو تایمان کار بدی نکرده ایم و آدم های خیلی خوبی شده ایم...دروغگو یاد رامبد جوان در برنامه بی مزه خندوانه افتادم که خودش هر از گاهی در برنامه اش فریاد میزند : ما خیییلی باحالیم!!! و مردم هم در جوابش می گویند : خییییلی!!!خب بگو آدم حسابی مردم در جواب این سوالت که نمی توانند بگویند اتفاقا خیلی هم بی مزه ای... کاش یک روز من را در برنامه شان دعوت کنند تا خودم جواب سوالش را بدهم.زبان

برای تولد آقای فینگیل جشنی نگرفتیم. آن هم بخاطر کش و قوس های بعضی اطرافیانمان! قید تولد را زدم. اما حسرتش برای همیشه در دلم باقی می ماند. با اینکه خودم اجازه گرفتن جشن تولد را ندادم اما بعضی وقت ها پیش خودم می گویم کاش لجبازی نمی کردم و جشن تولد یک سالگی فینگیل را برگزار می کردیم. درهر صورت درعوض برای تولدش یک وسیله بازی گرفتیم که پسرم خیلی دوستش دارد.یک چیزی بین سه چرخه و اسکوتر که کمک زیادی در راه رفتن هایش کرد. وقتی هم که بیکار است با فرمانش بازی می کند. کلا از خریدش خیلی راضی هستم با اینکه به قول همسر بیش از نیمی از اسباب بازی هایی که برایش میگیریم چرت و پرت محض است اما این یکی خیلی خوب بود.

موضوع دیگر که لازم است بگویم این است که بعد از تولد آقای فینگیل به شدت به خودم حساس شده ام.به قول همسر خیلی بیشتر از قبل به خودم می رسم ؛ مژهالبته نسبت به دوران قبل از بارداری ام هنوز بین 5 تا 7 کیلو وزنم زیادتر است اما ناخواسته خودم برای ظاهر خودم اهمیت بیشتری قائل می شوم. با وجود آقای فینگیل انگیزه بیشتر برای زیبا ماندن پیدا کرده ام. البته من قبلا هم به خودم میرسیدم . در این یک سال پول بیشتری خرج خودم کرده ام و نکته جالب هم این است که همسر هم از این کارم بسیار راضی و خرسند است برخلاف تصورم خوشش آمده و تازه مشوقم هم شده است.....فرشتهبخاطر اختلاف سنی سی و چند سالی که با فینگیل دارم ؛دلم می خواهد فینگیل در هر سنی که بودم و من را دید به داشتن چنین مادری افتخار کند....هیپنوتیزم

/ 11 نظر / 148 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

وای عزیزم. نمیدونی چقدر خوشحال شدم که رابطه ات با همسرت بهتر شده. روزی دو بار وبلاگت را چک میکردم ببین جدیدا چیزی نوشتی. اما الان حالم خوب شد. خیلی برات خوشحالم. امیدوارم هر روز بیش تر از قبل شاد و موفق باشی. مواظب خودت و زندگیت باش.

بهار

افرین سایه جون خوشگل . احسنت بر تو

خرسی

سلام به نظرم به سایت گیس گلابتون هم سر بزنید تا خوش بختی ها تون تکمیل شه خیلی از نکاتی که در گذر زمان بهش می رسی رو اونجا نوشته!

zahra

سلاااام به نظر من بهترین راه حل ممکن رو بکار گرفتی.. اینکه بروش نیاری و تلاش کنی براش بهترین باشی یه گزینه ی طلاییه که البته خیلی از خانم ها اشتباهی فکر میکنن گزینه درستی نیست ولی بیشتر مواقع عاقلانه زیرکانه و کارسازه[تایید] مرها اکثرا به روی خودشون نمیارن درحالیکه دوس دارن خانم هاشون همیشه فرش ، خوش اندام و اپدیت باشن.. مواظب فینگیل شیرین و زندگی خوبت باش[گل][هورا][قلب]

دیبا

خب! خبرهای خوبی بود . همینطور ادامه بده موفق باشی...

فریا

سلام دوستم.خدا رو شکر که خودت راه حل پیدا کردی ایشالله همیشه لبت خندون باشه در کنار همسر و گل پسرت [ماچ]

خاموش

خیلی خوشحالم برات،خدارو شکر . اکثر مردها بازتاب رفتار خانماهان از نظر شوخی و خنده تو خونه.

خاموش

خیلی خوشحالم برات،خدارو شکر . اکثر مردها بازتاب رفتار خانماهان از نظر شوخی و خنده تو خونه.زود به زود بیا زودترر

دخترقوی

سلام.یه ویژگی جالب که داری اینه که با سعی و خطا میتونی به نتیجه برسی.حدقل اینکه قانون زندگیتو کشف میکنی.و خوبه که همسرت اینقدر فیدبک میگیره این یعنی میتونی رفتارشو کنترل کنی

الما

خیلی خوننننننننننننننننن.خودت باید هر کی مزاحم زندگیو ارامشته سرجاش بشونی.کاراییم که کردی خیلی خیلی موثرنبه گه میدونو خالی نکردی افری